>

   
 
 

سلام به همه دوستان. خداییش همتون با مرامین . ولی بعضی ها دیگه منو داغون می کنن با مرامشون. بعد از 4-5 ماه هنوز سراغی از من میگیرن. من که شرمنده همه هستم.

بگذریم. چند تا عکس می گذارم از اردیبهشت 88

باغ گلهای لاله در گچسر (جاده چالوس)

 

 


نوشته شده توسط در سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۸ | موضوع: نظرات ()
 
 
  نوروز مبارک
 
 

یه "سلام علیکم" شاد بر همه دوستان.
نوروز مبارک باشه.
انشالله سالی پر از شادی و دستیابی به موفقیتهای بیشتر باشه و تعطیلات به همه خوش بگذره
دعا کنیم هم وضعیت مالی مون خوب بشه ، هم بخشنده تر بشیم و با هم مهربانتر باشیم.
اولین نفری رو که میتونید روش تمرین گذشت کنید منم!!!
خیلی وقته که نیومدم و شرمنده همه دوستانی هستم که منو یادشون نرفته و به من لطف داشتن.
منم به یاد همه هستم. ولی چاره چیه؟ امکانات نداشتم.
راستش روم نمیشد بیام پست جدید بزنم.
وقتی تاریخ پست قبلیم رو دیدم، دلم گرفت.
ایشالله توی ایام عید نوروز بیشتر میام .
فعلا چند تا عکس از من داشته باشید تا بعد :


نوشته شده توسط در جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  دوباره اومدم. ولی شاید زود برم.
 
 

چند روزی بود که نبودم! یعنی بودم. ولی جای دیگه بودم!

واسه کار جدید رفته بودم چابهار.

جاتون خالی. همه چیز عالی بود. مخصوصا هوای بهاریش.

تنها نقیصه بزرگ و فاجعه عظیم و الیم در کارگاه جدید  ، دوری از اینترنت هستش.

چون کارگاه در کنار جاده اصلی و در کنار روستایی دور افتاده است و خط تلفن نداره.

انشالله ترتیبی میدم تا حداقل هفته ای یک بار برم شهر تا از دوستان عزیز بی خبر نمونم.

از همه دوستانی که تو این مدت به من لطف داشتن ممنونم.

اینشالله به زودی از کار جدید و محیط و شرایط جالب اونجا مطالب و عکس میذارم.

 


نوشته شده توسط در پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  اندرزها
 
 
افسوس!

انسان اندرزها را برای پرکردن حفره های طبیعت خود می سازد.

"آلبر کامو "

نوشته شده توسط در سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  پوست کلفت ؟!
 
 

سلام.

خدایی خوش بحالم.

خیلی از خواهرا و برادرای وبلاگ نویس باید به حال من غبطه بخورن.
خلاصه اینکه سوژه خواستین بیاین پیش من.
از فرط کثرت سوژه ، خودم هم کف کردم.
نمی دونم کدوم رو بگم ؟ (واسه همین وقت نمی کنم هیچ کدوم رو بگم.)زبان

 چند روز پیش ، بخاطر جمع کردن پول و پله برای آینده و این حرفا چشمک ، تصمیم گرفتم با اتوبوس برم زاهدان.
مثل اینکه دوری مسافت کارهای راه روستایی خوب بهم ساخته.
مسافت 1600 کیلومتری تهران-زاهدان رو توی 22 ساعت طی کردم.
بعدش هم 3 ساعت از زاهدان تا خاش اومدم.
وقتی ساعت 5 بعد از ظهر رسیدم خاش، عین خیالم نبود. رفتم کمی خرید کردم. بعدش با همکارم رفتیم یه چرخ تو شهر زدیم. حتی شب نشستیم کلی صحبت کردیم تا ساعت 2 صبح. این موضوع بشدت باعث شگفتی همه همکارام شده بود. اونهایی که حتی پرواز 2 ساعته تهران زاهدان را طاقتی نمی باشد.
بعدش که به این قضیه "پوست کلفتی من در جاده" ، خوب فکر کردم به این نتیجه رسیدم که بیخود نبود اسم خودمو گذاشتم "رهنورد". بنابراین تصمیم دارم هر طور شده بیشتر عمرم رو توی جاده تلف کنم !!!

ولی آخرش نفهمیدم که پوست کلفت بودن خوبه یا بده.
دیروز که تو بیمارستان کلی کار داد دستمون این پوست کلفتی.
آخه دکتر خواست چند تا نمونه از پوستم برداره ولی هر چی آمپول بی حس کننده میزد، آخرش تیغ جراحی رو به خوبی حس می کردم. خلاصه با " دُ کی " (همون دکتر در حالت صمیمیت!) کلی خندیدیم.

حالا به نظر شما پوست کلفت بودن خوبه یا بده ؟

ایشالله به زودی با موج جدیدی از پست های توپ و داغ بر می گردم.


نوشته شده توسط در یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  بالاخره بعد از مدتها !!!!
 
 

سلام به همه.

بالاخره اومدم.خجالت

از اونجایی که دارم تمرین میکنم تا صحبت کار رو توی خونه و محفل دوستان نیارم، هیچ حرفی از کارهام و اینکه چه داستانهایی داشتم ، نمی زنم.

فقط اینو بگم که مدتی بود داشتم به کار در کرمان فکر می کردم. ولی این رو یاد گرفتم که سرنوشت گاهی طوری رقم می خوره که آدم هیچوقت فکرش رو نمی کنه.

می دونم. این حرف تازه ای نیست. ولی من تازه خودم تجربه اش کردم.

خلاصه اینکه ممکنه برم یه جای دور. .....  چی ؟؟؟       نه بابا  ...... خارج چیه ؟ زبان

شاید برم طرفای چابهار.

اونجا اگه برم دیگه اینقدر واستون عکس بذارم که حالتون بد بشه. چشمک

پس تا بعد . یا علی.

پی نوشت : از همه دوستانی که توی این مدت به من لطف داشتن تشکر می کنم و از اینکه مدتی غیبت داشتم. پوزش می خوام.


نوشته شده توسط در شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  زمستان یعنی ...
 
 

زمستان یعنی

دستهای بی حس و بینی قرمز و لبوی داغ داغ

زمستان یعنی

حلبی پر از زغال و آتش و لباسهای دود گرفته و خنده های شبانه

زمستان یعنی

دو بستنی قیفی ، صدای کرچ کرچ برف زیر کفش و نیمکت یخزده پارک ملت

زمستان یعنی

زمین خیس و بخار دهان و دلهره دیر رسیدن به امتحان .

زمستان یعنی

قارقار معصومانه کلاغ روی چنار خشکیده

 

 

زمستان یعنی

اعلام تعطیلی مدارس ، یعنی پیدا کردن هویچ برای دماغ آدم برفی!

زمستان یعنی

پایه ای جمعه دیزین ؟

زمستان یعنی

ترکیدن بغض ابر ، یعنی دورخیز خورشید برای خلق بهار

 


نوشته شده توسط در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  شهر سوخته
 
 

عکس از شهر سوخته زابل

 


نوشته شده توسط در جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  ما کجای کاریم؟...
 
 

عکس زیر عکسی است که فضا پیمای وویجر از زمین در فضای بیکران گرفته است.درقسمتی از کتاب فضانورد آمریکایی کارل ساگان  می خوانیم:


دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست.
خانه اینجاست. ما اینجاییم.
تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند.
برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است.
هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است.
زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند.
تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند.زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم.
گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد.
برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

برگرفته از وبلاگ یادداشتهای یک کوهنورد


نوشته شده توسط در پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  دارم احساس میکنم ...
 
 

سلام.

چند روزی که نبودم، داشتم با شرکت قبلیم تسویه حساب می کردم.

حال از بیان دلایل انصراف از خدمت و شرح مذاکرات فیمابین تا اطلاع ثانوی معذوریم.

یه چیزی رو قبلا (البته با کلاس تر) بهتون گفتم. بازم میگم:
نذارین هیچ جا یقه تون تو مشت کسی گیر باشه. (این هم پیام بهداشتی هفته)

آخیش. احساس رهایی می کنم. دوست دارم حالا برم سر یه کار نون و آبدار که بهش علاقه دارم.

البته اگه این بیماری جدید بذاره (جاتون خالی دیروز اتاق عمل بودم. یه تیکه ازم برداشتن تا ببینن این چیه رو پوستم. احتمالا سوغاتی بیابونای زاهدانه)

ما بیچاره ها سهممون از قارچ ، روی پوستمونه نه روی پیتزا پپرونی.


نوشته شده توسط در جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧ | موضوع: نظرات ()
 
 
  بسم الله الرحمن الرحیم
 
  درباره وبلاگ
هر کجا هستم باشم! گاهی پشت خاکریزهای روزمرگی. و گاهی روی سنگفرش بتنی دلتنگ آینده. ولی چه زود دلم برای خودم تنگ می شود.
 
  آرشیو مطالب
تیر ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
 
  پیوندها
یادداشتهای یک دختر ترشیده
دست نوشته های سست
ابوالفضل زرویی نصرآباد
دفتر شعر یک پزشک
باران الهام بخش
ابوالفضل زمانی
دوربین دات نت
فرانک کلانتری
حمید محمدی
افروز اسلامی
وبلاگ فوتونت
آسمان سرخ
استامینوفن
یکی یکدونه
متولد یلدا
سنجاقک

قالب وبلاگ
 
  پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
 
  امکانات وبلاگ

 

rahneveshte

rahneveshte

http://rahneveshte.persianblog.ir

ره نوشت من

ره نوشت من

ره نوشت من

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

ره نوشت من

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog